گفتمش دل میخری پرسید چند؟
گفتمش دل مال تو تنها بخند..
خنده کرد و دل ز دستانم ربود
تا به خود باز امدم او رفته بود
دل ز دستش روی خاک افتا ده بود
جای پایش روی دل جا مانده بود...
نظرات شما عزیزان:
موضوعات مرتبط: دلکده بهاری ، ،
برچسبها:
تاريخ : شنبه 12 مهر 1393برچسب:, | 9:55 | نویسنده : سپید گل | 2 نظر