کلمه می‌تواند ؛

 تو را مشتاق کند مثل: "دوستت دارم"

تو را ویران کند مثل: "از تو بیزارم"

 تو را تلخ کند مثل: "خسته ام"

تو را سبز کند مثل: "خوشحالم"

 تو را زیبا کند مثل: "سپاسگزارم"

 تو را سست کند مثل: "نمی‌توانم"

 تو را پیش ببرد مثل: "ایمان دارم"

 تو را خاموش کند مثل: "شانس ندارم"

 

کلمه می‌تواند تو را آغاز کند مثل:

 از همین لحظه شروع میکنم ،

 از همین نقطه تغییر میکنم ،

 از همین دم یک طرح نو میزنم ،

 می توانم ... می خواهم ... می شود ..

 

 

 


برچسب‌ها:

تاريخ : دوشنبه 04 مرداد 1395 | 21:00 | نویسنده : delkadh | ارسال نظر(0)

 

-

سڪوت گورستان را می شنوی؟!

دنیا ارزش دل شڪستن را ندارد!

می رسد روزی ڪه هرگز در دسترس نخواهیم بود ...

خاڪ آنتن نمی دهد، ڪه نمی دهد!

ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﺖ ...

ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ غصه ﻫﺎﯾﺖ ...

ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻫﺮ ﭼﻪ ڪه ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﻧﺎﺁﺭﺍﻡ می ڪند ...

ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ ﺑﺒﯿﻨﻢ ..ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﻔﺲ ڪشیده ای؟!

ﭘﺲ ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ...

ﻋﻤﯿﻖ ﻧﻔﺲ بڪش ...

ﻋﻤﯿﻖ ...

عشق ﺭﺍ ...

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ...

بودن را ...

ﺑﭽﺶ ...

ﺑﺒﯿﻦ ...

ﻟﻤﺲ ڪن ...

ﻭ ﺑﺎ تڪ تڪ ﺳﻠﻮل هایت لبخند بزن ...

انسان ها آفریده شده اند؛

ڪه به آنها عشق ورزیده شود ...

اشیاء ساخته شده اند؛

ڪه مورد استفاده قرار بگیرند ...

دلیل آشفتگی های دنیا این است؛

ڪه به اشیاء عشق ورزیده می شود

و انسان ها مورد استفاده قرار می گیرند!.

 

 


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 02 مرداد 1395 | 21:09 | نویسنده : delkadh | ارسال نظر(0)


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 02 مرداد 1395 | 21:03 | نویسنده : delkadh | ارسال نظر(0)


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 02 مرداد 1395 | 21:00 | نویسنده : delkadh | ارسال نظر(0)


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 29 تیر 1395 | 22:50 | نویسنده : delkadh | ارسال نظر(0)


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 29 تیر 1395 | 22:49 | نویسنده : delkadh | ارسال نظر(0)


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 29 تیر 1395 | 22:48 | نویسنده : delkadh | ارسال نظر(0)

 

فواید خرما در صبحانه/صبح بیدار شدید خرما بخورید

 


برچسب‌ها:

تاريخ : یکشنبه 27 تیر 1395 | 21:05 | نویسنده : delkadh | ارسال نظر(0)

 

داستان کوتاه سرباز بی دست و پا

 

سرباز قبل از اینکه به خانه برسد با پدر و مادر خود تماس گرفت و گفت: پدر و مادر عزیزم جنگ تمام شده و من می خواهم به خانه برگردم؛ ولی خواهشی از شما دارم.رفیقی دارم که می خواهم او را با خود به خانه بیاورم.

پدر و مادر او در پاسخ گفتند: ما با کمال میل مشتاقیم که او را ببینیم.

پسر ادامه داد : ولی موضوعی است که باید در مورد او بدانید؛ او در جنگ بسیار آسیب دیده و در اثر برخورد با مین یک دست و یک پای خود را از دست داده است و جایی برای رفتن ندارد و من می خواهم اجازه دهید او با ما زندگی کند.

پدرش گفت: ما متاسفیم که این مشکل برای دوست تو به وجود آمده است. ما کمک می کنیم تا او جایی برای زندگی در شهر پیدا کند.

پسر گفت: نه؛ من می خواهم که اودر خانه ما زندگی کند آنها در جواب گفتند: نه؛ فردی با این شرایط موجب دردسر ما خواهد بود.ما فقط مسئوول زندگی خودمان هستیم و اجازه نمی دهیم او آرامش زندگی ما را بر هم بزند. بهتر است به خانه بازگردی و او را فراموش کنی.

در این هنگام پسر با ناراحتی تلفن را قطع کرد و پدر و مادر او دیگر چیزی نشنیدند.

چند روز بعد پلیس نیویورک به خانواده پسر اطلاع داد که فرزندشان در سانحه سقوط از یک ساختمان بلند جان باخته و آنها مشکوک به خودکشی هستند.

پدر و مادر آشفته و سراسیمه به طرف نیویورک پرواز کردند و برای شناسایی جسد پسرشان به پزشکی قانونی مراجعه کردند.

با دیدن جسد؛ قلب پدر و مادر از حرکت ایستاد.

پسر آنها یک دست و پا نداشت !!

 

 


برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 23 تیر 1395 | 21:30 | نویسنده : delkadh | ارسال نظر(0)

تنها بايد بدانى،  آنچه موجب ايجاد انگيزه در دنيا مى شود,جستجوى لذت نيست, بلکه صرف نظر کردن از چيز هايى است که در ظاهر بسيار مهم بنظر مى رسند,

سرباز ,براى کشتن دشمن ,به جبهه نمى رود, بلکه براى کشته شدنش براى وطنش مى جنگد,

زن دلش نمى خواهد خوشحالى خود را به شوهرش نشان دهد,بلکه مى خواهد شوهر متوجه شود چه ميزان خود راوقف مى کند,و رنج مى بردتا او را خوشحال ببيند,

مرد سر کار نمى رود تا وظيفه خود را انجام دهد,بلکه عرق و اشک مى ريزد تا اسايش خانواده را فراهم کند,

فرزندانى که براى خوشحال کردن پدر و مادر از روياهايشان صرف نظر مى کنند,و پدر و مادرى که براى خوشحال کردن فرزندانشان از زندگى کردن صرف نظر مى کنند. .

 

 

 


برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 23 تیر 1395 | 21:28 | نویسنده : delkadh | ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • پارسیان دانلود