به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از ان خارج شد و بهم گفت:نرو که بن
بسته
گوش نکردم و رفتم
وقتی برگشتم به سر کوچه که رسیدم ................................پیر شده بودم
افسوس
برچسبها:
تاريخ : چهارشنبه 02 مهر 1393 | 08:32 | نویسنده : delkadh |
ارسال نظر(0)



