و مرا
آنقدر آزردی ...

که خودم کوچ کنم از شهرت

بکنم دل ز دل چون سنگت تو خیالت راحت

می روم از قلبت میشوم دورترین خاطره در شب هایت

تو به من می خندی ...

و به خود می گویی:

"باز می آید و می سوزد از این عشق"

ولی ... 
بر نمی گردم نه!

می روم آنجایی که دلی بهر دلی تب دارد
عشق زیباست و حرمت دارد

تو بمان !

دلت ارزانی هر کس که دلش مثل دلت سرد و بی روح شده است
سخت بیمار شده است
تو بمان در شهرت...


برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه 17 مرداد 1393 | 12:43 | نویسنده : delkadh | ارسال نظر(0)

.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • پارسیان دانلود