
دارند مرا از زمین می کشند بیرون
از آغوش تو
چیزی بگو…
ببین…
جز من تویی که مانده ای
بگو… جای تو، من مرده ام…
دستم را بگیر… قرارگذاشته بودم
حالا که خانه دارد می ریزد
در آغوش تو فرو بریزم…
از آغوش تو
چیزی بگو…
ببین…
جز من تویی که مانده ای
بگو… جای تو، من مرده ام…
دستم را بگیر… قرارگذاشته بودم
حالا که خانه دارد می ریزد
در آغوش تو فرو بریزم…
برچسبها:
تاريخ : جمعه 07 شهریور 1393 | 13:28 | نویسنده : delkadh |
ارسال نظر(0)



