گفتم:

مادربزرگ نمی‌خواهی بروی دکتر

چین و چروک دور لب‌هایت را برداری

کمی جوان شوی و زیباتر؟

 

خندید و گفت:

خدابیامرز پدربزرگت

مرا با همین اسناد و مدارک هم

سخت می‌شناسد

این‌ها رد بوسه‌های آن دورانند

ما به پای هم پیر نشدیم

که حسرت جوانی بخوریم

 

گفتم:

از کجا می فهمد، این لب همان لب است

و این غنچه همان غنچه؟

 

گفت باغبان هم نفهمد

گل که خوب می‌داند

در کدام باغچه روییده.

 



برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 11 اسفند 1394 | 21:03 | نویسنده : delkadh | ارسال نظر(0)

.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • پارسیان دانلود